تبليغاتX
همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


 

تو کیستی ، که من اینگونه بی تو بی تابم ؟

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق ، سرگشته روی گردابم !

 

 

تو در  کدام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟

تو را کدام خدا ؟

تو از کدام جهان ؟

تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟

تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟

تو از کدام سبو ؟

  

 

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ،  آه  !

مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !

  

کدام نشاه دویده است از تو در تن من ؟

که ذره های وجودم تو را که می بینند ،

به رقص می آیند ،

سرود می خوانند !

  

 

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو :

به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر !

به من بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف !

ستاره ها را از آسمان بیار به زیر ؟

    

ترا به هر چه تو گویی ، به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه ،  صبر مخواه 

 

   

 

که صبر ، راه درازی به مرگ پیوسته ست !

تو آرزوی بلندی و ، دست من کوتاه

تو دور دست امیدی و پای من خسته ست .

همه وجود تو مهر است و جان من محروم

چراغ چشم تو سبز ست و راه من بسته است .

  



شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |



 


فرشاد خوب و مهربونم

ای کسی که با اومدنت به زندگی من رنگ و بویی تازه بخشیدی

مهربان ترینم

ای کسی که خود خود عشقی

تولدت مبارک

تولدت مبارک

تولدت مبارک

بامن بمان.... همیشه بمان با من

نگاه میکنم نمیبینم

چشم مرا نگاه تو پر کرده

گوش میکنم نمیشنوم

گوش مرا صدای تو پر کرده

ای چشم من بدون تو نابینا

ای گوش من بدون تو ناشنوا

با من بمان

همیشه بمان

با من

.

.

.

دوستت دارم.. بیشتر از دیروز... کمتر از فرداها




دوشنبه هفدهم فروردین 1388 |

 

 

 

 

 

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدي به اين ساحل . خوشا فرياد زير اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

اگر خوابم .اگر بيدار . اگر مستم . اگر هشيار
مرا ياراي بودن نيست . تو ياري کن . مرا اي يار
تو اي خاتون خواب من . من تن خسته را در ياب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن . دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديک . تو از خواب امدي اي عشق

خوشا خود سوزي عاشق .مرا اتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

تقدیم به فرشاد عزیزم که بیشتر از تمام دنیا دوستش دارم

با من بمان... تا ابد

 

 

 

 



شنبه هشتم فروردین 1388 |

 

 

تویی نازنینم ، صمیمی ترینم

الهی بمیرم غم تو نبینم

سر آغاز نام تو پایان نداره

تویی اولینم ، تویی آخرینم

تو میراث عشقی ، پیام آوری تو

تو معصوم و پاکی ، که نام آوری تو

تو رود زلالی ، پر از شور و حالی

قشنگی که از گل شکوفاتری تو

تویی نازینم ، صمیمی ترینم

الهی بمیرم غم تو نبینم

تو آئینه داری در اون چشم روشن

چقدر کینه داری بگو با دل من

تو آئینه دار مسیحا تو پاکی

پری زاده ای تو ، نه از جنس خاکی

تویی نازنینم ، صمیمی ترینم

الهی بمیرم غم تو نبینم

 

 

    

 

 



چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |

 

 

 

یک  روز سرد زمستانی بود.... خوب یادم است.۲۰ دی ماه هزار و سیصد و  هشتاد و هفت.

پی کار خویش بودم. او نیز هم. اما نمدانم چه شد ، او هم نمیداند! ندانسته دلهامان به عشقی عظیم مبتلا شد!

و عشق آغازی شد برای زندگی  دوباره ی ما!

 

از آن روزی که با من آشنا شد

دلم با او یکی و هم نوا شد

هواخواهش شدم از جان و از دل

خدایا عشق اینگونه بنا شد

 

عشقی زیبا و ابدی.... ! دوستش دارم. بیش از هر چیز و او نیز  هم!

عشقش همیشه با من است. همیشه در قلب من است. با آنکه کنارم نیست اما همیشه و همه جا سرشار از حضورش هستم. با آنکه او خیلی از من دور است...... خیلی . بین جسم های ما فرسنگها فاصله ست. هر کدام یک گوشه دنیا! اما دلهامان همیشه با همند. گویی روحمان با هم آمیخته شده. چه احساس لطیف و زیبایی. سرشار از هوای او هستم. سرشار از عشق او. و او نیز  هم . شکر. شکر. شکر

خدایا مارا نگهدار برای هم. که این عشق رنگ سبزی به زندگیهامان بخشیده است. و من با افتخار میگویم عاشق شده ام.  آن هم عاشق موجودی پاک و زیبا که عشق را با تمام وجود درک میکند.

مردی که مهربان است. مردی که با من ساده و  صمیمیست. مردی که خود عشق است. احساس مرا میفهمد. برای من مقدس است. بهترین ِ من است. با تمام و جود دوستش دارم

دوستش دارم...... دوستش دارم.........دوستش دارم

 

 

 



جمعه هجدهم بهمن 1387 |

 

 

 

عشق, چیزی نیست جز بارانی از غم پشت یک لبخند
تا که هرکس  , آفتابی حس کند حال و هوایت را
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق ,  تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق ,  تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امکان
یک پرنده شدن.



یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 |

 

 

وقتی که من عاشق میشم

دنیا برام رنگ دیگه س

صبح خروس خونش برام

انگار یه آهنگ دیگه س



وقتی که من عاشق میشم

ترانه هام عاشق ترن

گل واژه های شعر من

رنگ گلا رو می برن



عشق واسه من یه معجزه س

تو لحظه های بی امید

تو صبح سردم مثل طلوع خورشید

فصل شکوفایی شعر تو باغ احساس منه

ناجی قلبم ، عشقه بدون تردید



وقتی که من عاشق میشم

عاشقتر از من دیگه نیست

تو جون سپردن واسه عشق

هیچ کی سر از من دیگه نیست



دار و ندارمو می خوام

به پای عشقم ببازم

می خوام که یک تنه برم

به لشکر غم بتازم



وقتی که من عاشق میشم

فصل دوباره موندنه

فصل رباعی و غزل

وقت ترانه خوندنه

وقت تو بیداری شبو

به مرز صبح رسوندنه

 

 

 



یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 |

 
ستاره مرد


ستاره مرد سپیده دم ، چو یک فرشته ماه هم
نهاده دیده برهم ، میان پرنیان غنوده بود
در آخرین نگاهش ، نگاه بی گناهش ، سرود واپسین سروده بود

دید که من ازین پس دل در راه دیگر دارم ، به راه دیگر ، شوری دگر در سر دارم
ز صبح روشن باید اکنون دل بردارم ، که عهد خونین با صبحی روشن تر دارم
آه ، به روی او ، نگاه من نگاه او ، به راه من
فرشتگان زیبا ، به ماتم دل ما ، در آسمان هم آوا
 
مرا ببوس برای آخرین بار ، تو را خدا نگه دار ، که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته ، گذشته ها گذشته ، منم به جستجوی سرنوشت
 


شنبه دوازدهم مرداد 1387 |

هفت تیر هم گذشت... بی آن که کسی آن را به یاد بیاورد و بی آن که کسی انتظار آمدنش را بکشد.
هیچ کس یادش نبود. درست  مثل سال گذشته . سال گذشته که در همین دفتر نوشتم خاطره اش را. خاطره ی آن روز تلخ که تنهای تنها بودم و هیچ کس یادم نبود.
میلاد من عجب محزون هر سال می آید و میرود و کسی مرا یاد نمیکند. میلاد من عجب خاطره ی تلخی ست. دیشب حتی برایم کیک هم نخریدند.همه رفتند شمال و مرا تنها گذاشتند! دیشب حتی هدیه ای به من ندادند.دیشب من زودتر از همیشه خوابیدم.ساعت 7شب. زندگی بوی تازه ای به خود گرفته. قدیم تر ها زندگی ام زیبا تر بود. همه به یادم بودند. همه . دوستانی داشتم که حالا دیگر نیستند.
چه بگویم...آه غروبی ابدیست
یا حق

شنبه هشتم تیر 1387 |
هیچ کس امروز و یادش نیست!

صبح رفتم مسابقه همه ی دوستام بودن اما ... هیشکی امروزو  یادش نبود.

تو مسابقه ی انتخابی المپیاد ایرانیان دوم شدم اما باز هم هیچ کس امروز رو یادش نبود.

اومدم خونه گوشیمو روشن کردم... اما پیامی نبود.هیچ کس امروز رو یادش نبود

آن لاین شدم. مسنجر رو باز کردم.پر از پیام های عجیب و غریب بود اما ... هیچ کس امروز رو یادش نبود.

مثل پارسال.مثل سالهای قبل...

 

 



جمعه هفتم تیر 1387 |